ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ تیر ،۱۳۸٧  

مردان در صید عشق به وسعت نا متنهایی نامردند ،

گدایی عشق می کنند ،

تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند.

اما همین که مطمئن شدند; مردانگی را در کمال نامردی به جای می آوردند.

                                          "دکتر علی شریعتی"

*****

 


چه ظالمانه تنها شدم
چه ظالمانه آمدند، شکستند و رفتند
چه ظالمانه تنها شدم
که این حق من نبود...
 
وقتی آدم بی گناه و فقط به خاطر...
دلتنگم وفرصتی نیست برای دلتنگی
دلتنگم و آسمان بغض مرا نمی فهمد
دلتنگم و آشیانی برای دلتنگی ام نیست
دل تنگم وهیچکس درد مرا نمی داند
دل تنگم
دل تنگم
و .
.
.
.

............


 
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

از سیاست متنفرم ،اما واقعا"نمی دونم مردم تا کی میخوان خودشونو به نفهمی و بی اطلاعی بزنند ,عوض این که هر روز بهتر بشه هر روز....
به قول یه نفر بنا شد امسال نفت سر سفره ها بیاد اما بازم به قول خودش نفت که خوردنی نیست!!!!!!!!!

 

باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست

پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم

دیوها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند

باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفدیده مولا کجاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است

دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها

در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز

سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ

گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره

با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگه از سر شقایق نیستی

غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعه مولا شدن کار تو نیست

*****
دلم خیلی گرفته


 
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٧  


دلم بی شک به دنبال پرستوی نگاهم کوچ کرده

و با او هزاران راه پیموده تا شهر آرزوها

در ِ هر خانه ای در شهر رویاها

                      به دنبال کبوتر بچه ی خوشبختی عمرش

                                                                هزارن درب میکوبد

و با سعی فراوان

به دنبال گل گم کرده ی خود

            صدا برمی آورد، غزال مهربانی ها

                                                    همای خوشبختی و عشق

به دنبال توام این گونه هر جا

ترا میخواهم و

                 اینک به دنبالت

                                   بیا برگرد، دنبال توام برگرد

                                              بیا و کوچه های خلوت باغ دلم را

پر از امید بودن کن

و در هر لحظه ای من را

                   به سوی بهترین ها رهنمون کن

                                        مرا امید دیگر ده

برای گذر از خلوت و تنهائی ِ

کوچه های کوته عمرم

  مرا یاری کن

           و همراه من باش


 
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٧  

گاهی تو زندگی همه چی پول نیست
.
،
 درسته که خیلی مشکلات رو حل میکنه ودرسته که  نبودش هم مشکل سازه اما ...  گاهی مهمتر از پول هم پیدا میشه
 ...


***
...
عاشقی یعنی تحمل، نه شکایت، نه گله

اگه حتی بینمون باشه یه دنیا فاصله

****
تکراریه اما......
تو اولین کسی نیستی که فرصت سخن گفتن را از من گرفتی
فرصت از عشق گفتن را ، فرصت بودن را ،
پیش از تو هم ، نزدیـکترین کسان هم، مرا بی عشق میخواستـند
آنها هم مانند تو، نمیدانستـند که هرگاه درون انسانی ازعشق خالی شد
جایگاه کینه و نفرت میشود

 

 

***

 


 
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٦  

هيچ وقت شعار نداده ام...

که به زور لبخند بزن،

بعضي وقتها بايد تا نهايت آرامش گريست!

آن گاه تبسمت زيبا تر از،

رنگين کمان بعد از باران خواهد شد!!!

****
گفتي بايد بنويسم
 

كه شب قصه قشنگه
 

رو سر ثانيه هامون
 

يه حرير رنگ به رنگه
 

گفتي بايد بنويسم
 

جاده ي ترانه بازه
 

گفتي بايد بنويسم
 

اما سخته اين نوشتن
 

 چه جماعت يه رنگي


چه دروغاي قشنگي
 

من مي خوام يه آينه باشم
 

روبه روي اين دقايق
 

مثل يه بغض قديمي
 

واسه دلتنگي عاشق
 

اما اينجا سنگ سايه
 

مي شكنه آينه ها رو
 

تو يه لحظه ، برف وحشت
 

مي پوشونه جاي پاها رو
 

اينجا بايد بنويسي
 

اينجا جاي آينه ها نيست
 
اينجا وعده گاه سنگه

اينجا وعده گاه سنگه

*****
تو اولين کسي نيستي که فرصت سخن گفتن را از من گرفتي
فرصت از عشق گفتن را ، فرصت بودن را ،
پيش از تو هم ، نزديـکترين کسان هم، مرا بي عشق ميخواستـند
آنها هم مانند تو، نميدانستـند که هرگاه درون انساني ازعشق خالي شد
جايگاه کينه و نفرت  ميشود



 
ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٦  

الان حدود يه ماهه که از کار جديدم ميگذره هر چند عالي عالي نيس و اون ايده آل هم که هميشه فکر ميکردم نيست اما خوبه تجربه هاي جديدي داره واسم، لااقل بهتر از شرکت قبل هستش ...
ديگه اعصاب خوردي ندارم
يه فکرايي واسه کارام دارم که اگه بشه تجربه هايي که بدست ميارم تو زمينه کاري واسم خيلي ارزشمند ميشه و به درد بخور،
...
از مدير جديد يه سري چيزا ياد گرفتم و اون اين که خدا رو يه جور ديگه ببينم و  بشناسم و زندگي رو هم ...

      


 
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٦  

کاش  قبل از آن که تمام زندگی یه نفر می شدیم ، تمام راز چشمهایش را

می فهمیدیم...

 

 

 


 
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آبان ،۱۳۸٦  

الهي! بنده ات را ببين! ببين كه با چه كوله بار قليلي از ثواب وچه كيسه اي پر از گناه آمده

 ببين كه چگونه دلش را زباله دان انسان وزرق وبرق دنيا پر كرده است.

دلت برايش نمي سوزد! دلت برايش نمي سوزد كه اينچنين در گرداب هوس گير كرده ،

كه اين چنين دل خسته وناتوان كنج ويرانكده خيالاتش نشسته است.نگا هش نمي كني !

لبخندي بروي خسته غمگين از گناهاش نمي زني! دستش را نمي گيري،

آخر امروز محتاج ترين روز زندگي اوست! امروز روز امتحان اوست!

 كمكش كن كه تو.............كه تو بهترين
--------
هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي تونی صاحبش بشي ،

 گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ،....

 همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم

 اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن

 و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشد.افسوس...

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم

و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم
------------
خدايا :
در اين وادي به دنبال چه هستم ؟ خود نيز نمي دانم !!!

                             خسته ام از اين بازي روزگار خسته

 


 
ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٦  

تولدت مبارک....

 

تولدت مبارک

 

 

 


 
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٦  

دلم تنگ است

دلم در وسعت يک غم گرفتار است

دلم قهر است

دلم شاکي است

دلم حاکي است

دلم در وسعت يه غم فغان دارد

دلم تنگ است

دلم نجواگر فرياد خاموش است

دلم شاکي است

دلم در بحر ناگفتني ها غرقه است

دلم تنگ است

دلم در سو ي ويراني است

دلم در عرش تاريکي است

دلم تنگ است

دلم مرداب نجواهاست

دلم قهر است

دلم شاکي است

دلم در سوي ويراني است

دلم ويرانه احساس

دلم عصيان يک فرياد

دلم خواهان يک نظم است

دلم آزرده رنج است

دلم خواهان هر چه بود

دلم خواهان هر چه هست

دلم ويرانه اي قبر است

دلم ويرانه صبر است
***
خدایا کمکم کن...